
زندگینامه استاد پرویز مشکاتیان + معرفی آثار، همسر، علت فوت، شایعات
پرویز مشکاتیان استاد موسیقی و نوازنده زبردست سنتور بود؛ او با سنتور معجزاتی می کرد که چشم و گوش هر بیننده و گوش دهنده ای را به تحسین وا می داشت.
به گزارش پارت نیوز؛ استاد پرویز مشکاتیان متواد 24 اردیبهشت 1334 است. او در حوزه های نوازندگی، آهنگسازی، تحقیق فعالیت دارد و مدرس دانشگاه بوده است.
دوران کودکی و تحصیلات پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان متولد نیشابور است. او در جوانی به تهران آمد و وارد دارالفنون تهران شد. در این مدرسه به تحصیل رشته موسیقی پرداخت ودر محضر اساتیدی چون نورعلی برومند، داریوش صفوت، محمدتقی مسعودیه و مهدی برکشلی با ردیف آشنا شد. او به ردیف میرزا عبدالله برای سنتور و سه تار پرداخت.
استاد مشکاتیان یکی از اعضای گروه عارف است که در سال 1356 تاسیس شد. او در گروه شیدا نیز بوده است. پرویز مشکاتیان یکی از اعضای هیئت موسس بنیاد فرهنگی هنری چاووش نیز هست. این بنیاد تاثیر شگرفی در پیشرفت موسیقی ایرانی در چند دهه گذشته داشته.
پرویز مشکاتیان در همان مقطع در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار نورعلی برومند برگزار میگردید، به همراه پشنگ کامکار مقام نخست در رشته سنتور و همراه با داریوش طلایی، مقام ممتاز در ردیفنوازی را به دست آورد.
همکاری با رادیو
زندهیاد مشکاتیان در از سال 1356 همکاری با رادیو را زیر نظر شاعر معاصر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد اما پس از واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفاء داد و مؤسسه «چاووش» را با همکاری هنرمندان گروه «عارف» و «شیدا» تشکیل داد. او از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ و بعدتر در اوایل دهه ۷۰ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجه این همکاری، آلبومهای ماندگاری چون «بیداد»، «آستان جانان»، «سر عشق»، « نوا»، « دستان»، «گنبد مینا»، «دود عود»، «جان عشاق» و «قاصدک» است.
همکاری مشکاتیان با خوانندگان بزرگ
پرویز مشکاتیان علاوه بر همکاری با هنرمندانی چون حسین علیزاده و زندهیاد محمدرضا لطفی پس از قطع همکاری با محمدرضا شجریان با خوانندگان دیگری چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری همکاری کرده است.
استاد پرویز مشکاتیان در طول عمر پر برکت خود تور اروپا و آسیای زیادی را برگزار کرد و به طور منظم در کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، انگلستان، سوئد، هلند و دانمارک روی صحنه می رفت. او در بهار 1982 کتاب بیست قطعه برای سنتور را به انتشار رساند. مشکاتیان و گروه عارف در بهار سال 92 برنده جایزه اول جشنواره روح زمین در انگلستان شدند. همکاری مشکاتیان با محمدرضا شجریان تعدادی از زیباترین ضبطهای موسیقی سنتی معاصر ایرانی را تولید کرد. مشکاتیان همزمان با ادامه کار به عنوان آهنگساز و پژوهشگر، به تدریس موسیقی در دانشگاه تهران مشغول بود.
شخصیت هنری پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان یکی از برجستهترین و تأثیرگذارترین چهرههای موسیقی سنتی ایران در دوران معاصر به شمار میرود. شخصیت هنری او ابعاد گوناگونی دارد که در اینجا به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
- آهنگسازی خلاق و نوآور: مشکاتیان نه تنها یک نوازنده چیره دست سنتور بود، بلکه آهنگسازی خلاق و نوآور نیز به شمار میرفت. او با درک عمیق از موسیقی سنتی ایران و تلفیق آن با عناصر نوین، آثاری ماندگار خلق کرد. استفاده از شعر نو (به ویژه اشعار نیما یوشیج) در موسیقی سنتی از ویژگیهای برجسته آثار اوست. او پلی بین شعر نو و موسیقی سنتی ایجاد کرد و به این ترتیب، مخاطبان جدیدی را به این نوع موسیقی جذب کرد.
- نوازنده چیره دست سنتور: مشکاتیان به عنوان یکی از بهترین نوازندگان سنتور در تاریخ موسیقی ایران شناخته میشود. تکنیک نوازندگی منحصر به فرد، احساس عمیق در اجرا و تسلط کامل بر ردیفهای موسیقی سنتی، از ویژگیهای نوازندگی او بود. او با نوآوریهایی در تکنیکهای نوازندگی سنتور، به غنای این ساز افزود.
- استاد و پژوهشگر موسیقی: مشکاتیان علاوه بر آهنگسازی و نوازندگی، به عنوان یک استاد و پژوهشگر موسیقی نیز فعالیت داشت. او شاگردان بسیاری را تربیت کرد که بعدها خود از نوازندگان و آهنگسازان برجسته شدند. او در زمینه تئوری موسیقی و ردیفهای موسیقی سنتی نیز تحقیقات ارزشمندی انجام داد.
- تأثیرگذار بر موسیقی معاصر ایران: مشکاتیان با آثار و فعالیتهای خود، تأثیر بسزایی بر موسیقی معاصر ایران گذاشت. او نه تنها باعث احیای موسیقی سنتی شد، بلکه با نوآوریهای خود، آن را به سمت جلو هدایت کرد. آثار او الهامبخش بسیاری از هنرمندان جوان بوده و همچنان نیز مورد توجه علاقهمندان به موسیقی است.
- شخصیتی ملی و مردمی: مشکاتیان نه تنها یک هنرمند بزرگ، بلکه شخصیتی ملی و مردمی نیز بود. او در مسائل اجتماعی و سیاسی زمان خود نیز فعال بود و از حقوق مردم دفاع میکرد. این ویژگی شخصیتی او، باعث محبوبیت بیشتر او در بین مردم شد.
- تأکید بر اصالت و ریشههای موسیقی: مشکاتیان در عین نوآوری، همواره بر حفظ اصالت و ریشههای موسیقی سنتی ایران تأکید داشت. او معتقد بود که نوآوری باید بر پایه شناخت عمیق از سنتها صورت گیرد.
- خالق آثاری ماندگار: آثاری همچون «نوا»، «دستان»، «بیداد»، «سرود گل»، «گل صد برگ» و بسیاری دیگر، از جمله آثار ماندگار مشکاتیان هستند که همچنان مورد توجه و علاقه دوستداران موسیقی قرار دارند.
در مجموع، پرویز مشکاتیان شخصیتی چندوجهی در عرصه موسیقی ایران بود. او به عنوان آهنگسازی خلاق، نوازندهای چیره دست، استادی دلسوز، پژوهشگری دقیق و شخصیتی ملی، نقش بسزایی در اعتلای موسیقی سنتی ایران ایفا کرد و نام خود را در تاریخ این هنر جاودانه ساخت.
علت فوت پرویز مشکاتیان
استاد پرویز مشکاتیان در 30 شهریور 1388 در تهران بر اثر سکته قلبی درگذشت.
فهرست
قطعه معروف پرویز مشکاتیان
استاد مشکاتیان قطعات بی نظیر زیادی دارد. اما قطعه «چکاد» از آلبوم دستان در دستگاه چهارگاه نواخته شده که این قطعه یکی از شاهکارهای پرویز مشکاتیان است.
در ادامه شما می توانید قطعه چکاد از نواخته های استاد مشکاتیان را با صدای استاد محمدرضا شجریان گوش دهید.
قطعه خزان اثر استاد پرویز مشکاتیان
هراکلیتوس میگه هیچکس نمیتونه در یک رودخونه دو بار قدم بذاره. چون رودخونه قبل از پا گذاشتن، دیگه اون رودی نیست که بعد از پا گذاشتن اون رو درک میکنیم. بلکه این تصور انسانه که یک ذات ثابت و بدون تغییر رو برای رودخونه در نظر میگیره.
موسیقی اما در ذات خودش مستقل از زمانه، میتونه سالها پیش از به دنیا اومدن ما ساخته بشه و بعد از هزاران سال؛ در معرضش قرار بگیریم و دیگه اون آدم سابق نباشیم.
روزهایی که به قطعاتی از بزرگان فکر میکنیم و این که روزی بتونیم به طور درست و صحیح اون قطعه رو بزنیم دقیقا همون آدمی هستیم که قراره پا بذاره تو رودخونه. با شور و شوقی سمت رود میریم که گویی از ازل دنبالش بودیم.
خزان برای من اینطور بود. وقتی نشستم پشت ساز و شروع کردم، همون برگی شدم که با جداشدنش از شاخه باعث شد مشکاتیان این قطعه رو بسازه. با اولین نت از شاخه جدا شدم و با هر نتِ روی ساز، چرخی زدم و با هر نوای مضراب به رقص در اومدم جایی بین زمین و آسمون. با هر اوج بالا رفتم و با هر فرود نگاهم به پایین افتاد.
باد پاییزی هم کمکم می کردو امید به بالا رفتنو در من زنده میکرد. شده بودم برگ لجبازی که نمیخواد از شاخه جدا بشه. اما من غافل از این بودم که افتادن تقدیر برگه…
برگ با آخرین نت، روی زمین افتاد. تقدیرش رو پذیرفته و چشمهاشو بست. من اما چشممو باز کردم، پشت سنتور نشسته بودم و مضرابهام هنوز تو دستام میرقصیدن. آدم قبل از خزان نبودم.
هراکلیتوس میگه همین ذات هم نمیتونه خودش رو از تنگنای زمان خلاص کنه، و بعد از اینکه رودخونه خشک شد، یا درخت از بین رفت، دیگه اونو نداریم. بلکه «عدم»ی رو داریم که از چنگ زمان گریخته و به ابدیت پیوسته.
وقتی قطعه تموم بشه دیگه اون رو نداریم؛ ما در اون قطعه، در همون زمان مشخص به ابدیت میپیوندیم.
قطعهٔ «خزان» یکی از مشهورترین و محبوبترین قطعات بیکلام موسیقی سنتی ایرانی است که توسط استاد پرویز مشکاتیان آهنگسازی شده است. این قطعه اغلب با اجرای گروه عارف به یاد آورده میشود و از آلبوم «مژده بهار» است.
ویژگیهای برجسته قطعه خزان:
- ملودی دلنشین و غمگین: ملودی این قطعه بسیار دلنشین و در عین حال حسی از غم و اندوه را منتقل میکند که با عنوان «خزان» همخوانی دارد. این حس و حال، یادآور گذر عمر و تغییر فصلهاست.
- استفاده از سازهای سنتی: در اجرای این قطعه معمولاً از سازهای سنتی ایرانی مانند سنتور (ساز تخصصی مشکاتیان)، تار، کمانچه، نی و دف استفاده میشود که به آن رنگ و بوی اصیل ایرانی میبخشد.
- اجرای گروهی هماهنگ: اجرای گروه عارف به رهبری مشکاتیان، هماهنگی بسیار بالایی دارد و سازها به زیبایی در کنار هم قرار گرفتهاند و حس و حال قطعه را به خوبی منتقل میکنند.
- بیان احساسی قوی: قطعه خزان به خوبی توانسته احساسات انسانی مانند غم، نوستالژی و حسرت را به زبان موسیقی بیان کند و به همین دلیل با مخاطبان زیادی ارتباط برقرار کرده است.
- تأثیرگذاری عمیق: این قطعه به دلیل ملودی زیبا و اجرای بینقص، تأثیر عمیقی بر شنونده میگذارد و اغلب به عنوان یکی از آثار ماندگار موسیقی ایرانی شناخته میشود.
تأثیر قطعه خزان:
قطعه خزان به دلیل محبوبیت و کیفیت بالایش، تأثیر زیادی بر موسیقی سنتی ایران داشته است. این قطعه نه تنها به عنوان یک اثر هنری ارزشمند شناخته میشود، بلکه به عنوان نمونهای از تلفیق موفق آهنگسازی و اجرای گروهی در موسیقی سنتی ایران نیز مورد توجه است
دیگر شاهکار پرویز مشکاتیان
«بیداد»، «آستان جانان»، «سر عشق»، « نوا»، « دستان»، «گنبد مینا»، «دود عود»، «جان عشاق» و «قاصدک»از دیگر شاهکارهای استاد پرویز مشکاتیان است.
شرکت در فستیوال موسیقی
او در فستیوال موسیقی روح زمین در لندن حضور داشت و مقام اول این جشنواره را برای خود کرد. برخی از کارهای استاد مشکاتیان مانند شعر بی واژه (جلد هفتم) نیز با تنظیم چهرههایی چون محمدرضا درویشی (جان عشاق و گنبد مینا) و کامبیز روشنروان (دود عود) منتشر شدند که در هر سه این آلبومها محمدرضا شجریان آواز خواند.
گفت و گو با پرویز مشکاتیان (از آخرین مصاحبه های مرحوم مشکاتیان)
استاد مشکاتیان مصاحبه ای داشت که در آن به سوال های زیادی پاسخ داده است.
1. استاد مشکاتیان برگزاری کنسرتهای پرشمار امسال توسط بزرگان و نامداران موسیقی کشور سوای بحث فرهنگی و هنری، یکی از خلاءهای ذهنی و نوستالژیک مردم را پرکرد. برخورد مردم با این کنسرتها بیشتر عکسالمعل آنها نسبت به نوستالژیهایشان بود.
اگر چه این مساله را نمیتوان به عنوان ملاک ارزیابی هنری در نظر گرفت ولی فضای اجتماعی جامعه ما این دغدغه را برای هر هنرمندی محترم میسازد. شما در این باره چطور فکر میکنید؟ آیا در برنامهریزی برای کنسرت این دغدغهی مخاطبانتان را هم در نظر میگیرید؟
من همیشه گفتهام اشتباه بزرگی است که در هر جای دنیا هنرمند فکر کند که مردم نمیفهمند، این حرف من تکراری است که میشود از عاطفهی زمان سوءاستفاده کرد اما با حافظهی زمان نمیشود کاری کرد و مردم در دراز مدت قضاوت درست میکنند.
در سالهای فتراک و فراق تبادل فرهنگی بین هنرمند و هنرپذیر، رسانهی ملی ما ساز را نشان نمیدهد و آن را پشت فواره پنهان میکند، بچههای ما تصویر بزرگان شعر و ادب خود را نمیبینند و شناختی از آنان ندارند. مگر این که در گسترهی محیط اطرافشان راهنمایی داشته باشند تا بتوانند ارتباطی بیابند و گرنه کلاً ارتباط فرهنگی بین نسل حاضر و بزرگان اندیشمند و فرهیختهی ما قطع شدهاست.
ولی شما باز هم میبینید که پس از این همه سال صحبت فروغ، اخوان ثالث و شاملو هست – تازه به آنانی که در قید حیات هستند نمیپردازم – و از خیلی کسانی که تریبون و امکانی برای مطرح شدن داشتهاند، نامی نیست. این یعنی مردم در دراز مدت قضاوت خودشان را درست انجام میدهند، یعنی اینهمه بوق و کرنای تبلیغاتی در غربال زمان کنار میرود. این اشتباه است که هنرمندی فکر کند مردم نمیفهمند و اینکه من چون پرویز مشکاتیانم بهروی صحنه بروم و فکر کنم همین کافیاست.
اصلاً همچین چیزی نیست و من نهتنها به این معتقد نیستم، بلکه در مقابل این تفکر جبههی شدیدی دارم. من معتقدم برای احترام به مخاطب باید برج و بارویی و ساز و برگی اندیشید، ولی این چارهاندیشی برای جلب و جذب بیشتر مخاطب نیست بلکه برای پیامی است که میخواهید بدهید وهرچه کنید باز هم کم کردهاید.
2. آقای مشکاتیان گفتید که برای احترام به مخاطب باید تمهیداتی اندیشید. این تمهیدات چیست؟
من همیشه به مخاطب احترام گذاشتهام و نمونه عینی آن همهی کنسرتهایی است که با وسواس برگزار کردهام. حتی اگر این کنسرتها با فاصلههای هفت سال و سه سال برگزار شده باشند. از لباس پوشیدن اعضا، آرایش صحنه و حتی نحوهی عرضهی بلیتها یا انتخاب گروه تدارکات که همه به زعم من از وظایف تیم برگزارکننده است.
اینبار هم در کنسرتهای دیگر مانند جشن خانهی موسیقی، کنسرت آقای شجریان در همین تالار وزارت کشور خیلی کاستیها و هرجومرج دیدم. مثلاً جای فردی که بلیت خریده بود یکی از استادان را نشانده بودند و بلند کردن ایشان هم درست نبود.
3. جناب مشکاتیان، با وجود این که کنسرتهای بسیاری در ایران برگزار و فعالیتهای گستردهای در زمینه موسیقی انجام میشود اما به نظر میآید که هنوز در زمینه فرهنگ موسیقایی در جامعه دچار فقر هستیم.
تعارف که نداریم…! 30 سال است که از انقلاب گذشته و ما هنوز ننشستهایم به پدیدهای بهنام موسیقی به عنوان هنر اول بپردازیم. همه چیز به تعارف برگزار شده. اصلاً یک نفر از رسانهی ملی آمده توضیح بدهد که به چه دلیل ساز نشان نمیدهند؟
این ساز متعلق به فرهنگ چند هزار سالهی ایرانیهاست. جوانی که در زمان انقلاب کودکی بیش نبوده ساز مادری خودش را ندیده است، ساز و موسیقی که از زبان پیشتراست. اما اکنون بحث ما این است که چرا موسیقی ایرانی جهانی نمیشود؟ که به مضحکه شبیه است. خیلی از ژورنالیستها این مسایل را به تعارف برگزار میکنند. چرا یک تیم از اهل رسانه و موسیقی نمیآیند نامهای بنویسند به آقای ضرغامی و سوال کنند چرا ساز را نشان نمیدهید؟
اینجا ایران است، کشوری دارای فرهنگ، هویت و معرفت. سازها دراین فرهنگ، بیحساب و کتاب به این شکل در نیامده است. تار و سهتار ما به میزان امکانات و موقعیتهای اقلیمی، جغرافیایی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و تاریخی به این شکل درآمده. مگر ممکن است که بشود این ساز را از بچههایمان بگیریم؟ جواب نسلهای آینده را چه میخواهیم بدهیم؟ ساز وسیلهی بیان احساس بچههای این سرزمین است، جواب تهاجم فرهنگی را چگونه میدهیم؟
یک جوان وقتی از یک طرف امکانات سهل اینترنت و ماهواره را در دسترس دارد و از طرف دیگر ساز همنهاد و همسرزمینی خودش را که با ذات او نزدیکتر است، نمیشناسد، معلوم است که جذب فرهنگ و موسیقی غیر خودی میشود. نمیشود که به او گفت برو بمیر! این جوان یک تپش و جوششی میخواهد. آیا این سوالها یکبار بهطور جدی مطرح شدهاست؟ وظیفهی ژورنالیستهای متعهد و عاشق این سرزمین است که مسایلی از این دست را عنوان کنند و بعدش هم مقبولین و محبوبین جامعه آن را پیگیری کنند.
4. آقای مشکاتیان آثار شما از سالها پیش به عنوان نماد پیوند ادبیات و موسیقی شناخته میشود و علاقه شما به ادبیات نیز ناگفته، پیداست. تاثیر این علاقه تا چهحد در آثار شما تاثیرگذار بوده است؟
من تغزل ایران را در اوج قلل ادبیات جهان میدانم و این گفتهی من تنها نیست، بنابراین کارهای بیکلام من هم باز متاثر از ادبیات ایران است، چه منظوم، چه منثور. من قطعهی «چکاد» را تحت تاثیر دماوند «بهار» ساختم: «ای دیو سپید پای در بند/ ای گنبد گیتی ای دماوند» … و زمانی که قطعه به شوشتری میرود بیت «ای مادر سر سپید بشنو/ این پند سیاه بخت فرزند» تداعی میشود. من دقیقاً پگاه روزی که چکاد را نوشتم ریتم این شعر در ذهنم کوبیده میشد و قطعه را مینوشتم. یعنی من حتی موسیقی بیکلامم هم متاثر از نمادها و نمودهایی از ادبیات ایرانی است.
5. استاد مشکاتیان، آیا برای انتخاب اشعار قسمتهای آوازی نیز معیار خاصی دارید؟
انتخاب اشعار آوازها مبتنی است بر انتخاب تصانیف چرا که از قبل ساختهشدهاند. پس در انتخاب شعر، ستونها تصانیف هستند که اشعار باید با آن همخوانی داشته باشد و این حساسیت را هم من دارم و هم شجریان از اول داشت. حتی قطعات بیکلام یک اثر بر اساس چگونگی قطعات فونداسیون باید تعیین شود که با هم همخوانی و همخونی داشته باشند.
30 سال است که از انقلاب گذشته و ما هنوز ننشستهایم به پدیدهای بهنام موسیقی به عنوان هنر اول بپردازیم. همه چیز به تعارف برگزار شده. اصلاً یک نفر از رسانهی ملی آمده توضیح بدهد که به چه دلیل ساز نشان نمیدهند؟
این روزها آهنگسازان جوان بسیاری وارد عرصهی موسیقی ایرانی شدهاند و در حد و اندازه خودشان و با توجه به شرایط جامعه فعالیتهایی درخور توجهی دارند. اما اگر بخواهیم به تحلیل هنری آثار آنان بپردازیم، تقلید و یا شاید به عبارت بهتر پیروی تمام وکمال از جریانات موسیقی اویل دهه 60 بخصوص آثار شما در آن دیده میشود.
6. جناب استاد مشکاتیان، اگر آثار شما و همنسلانتان از جنبش چاووش تا اواسط دهه 60 را آغاز جریانی خلاق برای تحول در موسیقی ایران قلمداد کنیم، متاسفانه باید بگوییم که این جریان در همانجا متوقف شده و عنصر سازنده «خلاقیت» در کارهای هنرمندان جوان کمتر دیده میشود. شما به عنوان یکی از الگوهای اصلی این نسل مشکل را در کجا میبینید؟
یک زمانی در یونان قدیم امپراتوری به نام «پریکلس» حکومت را در دست داشت که عاشق فلسفه بود و برای فلاسفه راه را باز کرد. هرآنچه برای کندوکاو و پژوهش میخواستند برایشان فراهم میکرد. یک نمونه از نتیجهی این عصر طلایی پیدایش «سقراط»، «افلاطون» و «ارسطو» بود که هنوز اگر بگوییم جهان وامدار فلسفهی یونان است، گزافه نگفتهایم.
یک باغبان میتواند یک زمین بکر و حاصلخیز را به خویش وارهاند تا در آن خار رشد کند یا میتواند در آن انواع گلهای فاخر و زیبا را پرورش دهد: «باران که در لطافت طبعش خلاف نیست/ در باغ لاله روید و در شورهزار خس».
مساله این است که بالندگی و رویندگی یک هنر به شرایط اجتماعی بستگی دارد که قامت راست کند یا زیر بار نگاههای ایدئولوژیک سرکوب و خفه شود. یکدورهای دانشگاه ادبیات ما را «فروزانفر»ها، «همایی»ها و «خانلری»ها میگرداندند. پس انتشار کتب و تحلیلهای ارزنده در آن دوران اتفاقی نبود.
امروز با این نگاه موجود و مسایلی مانند رسانهی ملی که قبلاً گفتم، نمیدانم دو دههی دیگر چه خواهد شد. استثنا قاعده نمیشود. استعداد را نمیشود خفه کرد ولی پدید آمدن یک جریان بالنده شرط و شروط، مناسبات، زمینهها و پسزمینههایی دارد و همین جوری نمیشود که چیزی بهوجود بیاید.
باید بگویم در موسیقی ما متاسفانه اندیشه، خرد و مطالعه کم بوده و گسست وجود داشته ولی بچهها الان فرهنگمند شدهاند و دید بازی دارند و اینها در نگاه من علیرغم ندانستگیها و تحجرها در حال باروریست و خیلی دارد فرق میکند و همین پاکی و زلالی و عشق بچههاست که مرا به کنسرت ترغیب کرد و من بر آن شدهام که در شهرستانهایی که ممکن است،کنسرت برگزار کنم.
7. استاد مشکاتیان، فکر نمیکنید که بخشی از این ایستایی به سوءاستفاده های بخشی از خود جامعه موسیقی باز میگردد که عمداً میخواهند به این نازایی دامن بزنند؟
کاملاً درست میگویید آنها تخریبشان اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست. کسی که بهجز یک ابزار الکن چیزی ندارد و فقط جلوی پایش را میبیند میتواند مخرب باشد. من با تجربهی 40 سال روی صحنه بودن تنها راه مقابله را فقط خوب کار کردن میدانم.
ابتذال فقط با خودش میتواند کورس بگذارد، در مقابله با یک متشاعر باید شاعر بود و مسلماً او ناراحت میشود که یک شاعر با شکوه ببیند چون مغازهاش بسته میشود. ولی الان متاسفانه، متاسفانه، متاسفانه جامعه ندانسته به سمتی پیش میرود که مشعل را دست همانهایی میدهد که مورد بحثمان هستند و دانشگاهها و شوراهای موسیقی دست همانهاست. شما ببینید در این سرزمین هفتاد میلیونی چند مدیر موسیقی از موسیقی مطلعند؟
8. آقای مشکاتیان شما در مصاحبهای گفته بودید که به موسیقی ایرانی و آواز شجریان گوش نمیدهید، چرا که ممکن است آثارتان از آن متاثر شود. آیا این نگرانی آمیخته باوسواس منطقی است؟
نیچه میگوید: «برای پدید آوردن اثری ماندگار کاری تمام وقت لازم است» و من هم به این مساله کاملاً مومن و معتقد هستم، چون معمولاً یا در کار ساختن هستم یا پرداختن و اگر مجالی پیدا کنم برای موسیقی گوش کردن، موسیقی کلاسیک غرب را برای شنیدن انتخاب میکنم که اینهم کمتر رخ میدهد برای این که یکوقت ناخودآگاه از یک جای آهنگم بیرون نزند. در کل رشتههای هنری مثل موسیقی، فلسفه یا شعر توارد خاطرین داریم.
مثال عینی میزنم، نظامی میگوید: «آنچه خلاف آمد عادت بود/ قافله سالار سعادت بود»، حافظ هم میگوید: «از خلاف آمد عادت بطلب کام/ که من کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم». پس ما عبارت «خلاف آمد عادت» را اولین بار از نظامی میشنویم و ممکن است حافظ فکر میکرده این شعر نظامی را نشنیده باشد.
اما شاید از زمزمهای این عبارت در ذهن او وارد شده باشد. البته این مساله در بین فلاسفه نیز موضوعیت دارد. پس من برای این خودم را از شنیدن موسیقی محروم میکنم که خدای نکرده برای من این مساله اتفاق نیفتد.
9. استاد پرویز مشکاتیان آیا شما این را میپذیرید که مثلاً «اخوان ثالث» شعر «شاملو» را نمیخواند که به قول شما مبادا توارد خاطرین به وجود آید؟
من نگفتم همیشه. در زمانی که در ساختن و پرداختن کاری هستم نه موسیقی خودم را گوش میکنم و نه موسیقی کس دیگری را. مسلم است که باید در جریان کارهای انجام شده باشم. حتی خیلی از بچهها بزرگواری میکنند و کارهایشان را میآورند و از من نظر میخواهند که گاهی اینجا با هم کار را گوش میکنیم و من نظرم را به آنها میگویم.
10. گفتید اگر فرصت گوش دادن پیدا کنید، موسیقی کلاسیک غرب را انتخاب میکنید. انتخاب شما از دنیای موسیقی کلاسیک چیست؟ سلیقه پرویز مشکاتیان در انتخاب موسیقی کلاسیک قطعاً جالب خواهد بود…
من آرشیو موسیقی کلاسیکم از موسیقی ایرانیم بیشتر است و هرکدام از آنها برای من جاذبهی خاص خودش را دارد. مثلاً «مالر» را از نظر ارکستراسیون میپسندم و آثار «بلا بارتوک»، «گریگ» و البته «باخ» را دوست دارم.
من در «توکاتا و فوگ» یک چیز خاصی میبینم که انگار باخ در آن زمان داشته کرات را میآفریده و دیگر نه برایم سازها مهماست و نه موسیقی و نه شخص باخ؛ بلکه کل آن را به صورت یک حجم میبینم. یا مثلا اثر «طلوع» ساخته «ادوارد گریگ» بدنم را میلرزاند. هروقت اینجا مه صبحگاهی مینشیند، محال است که طلوع گریگ را گوش ندهم. با آن همه چیز برایم یک معنای دیگری پیدا میکند.
11. شما پس از چاووش همکاری خود را با همنسلانتان ادامه دادید که به خلق آثاری همچون «دود عود»، «جان عشاق»، «گنبد مینا» و … منجر شد. از این دوره کمتر شنیدهایم…
اوایل دهه 60 در خانه مصفایی ساکن بودم. عصر یکی از روزهای سال 63 «کامبیز روشنروان»، به خانهی ما آمد و وقتی گلها را دید گفت: «من همیشه فکر میکردم این ملودیهای زیبا را از کجا میآوری که با دیدن این فضا و گلها دانستم. ». از طرف دیگر همسایه روزی پیش من آمد و گفت: عازم کانادا هستم و میخواهم خانه را اجاره بدهم و شما اگر آشنایی دارید معرفی کنید، من هم به آقای روشنروان زنگ زدم وگفتم: «کامبیز! میخواهم کاری کنم که زیباترین ملودیها رو بسازی! ».
عصر همانروز قرارداد بسته شد و دو هفته بعد از آن روشنروان همسایهی ماشد و «دود عود» حاصل دو سال همسایگی ما بود. بعد که به محل فعلی آمدیم. اول خانهای را در این کوچه اجاره کردیم و این خانه را ساختم.
«حسین علیزاده»، «محمدرضا درویشی» و «بیژن کامکار» آمدند و از اینجا خوششان آمد و کمکم ساکن این کوچه شدند. کارهایی مانند «جان عشاق» و «گنبد مینا» حاصل همسایگی با درویشی بود. اگر میبینید با علیزاده کار مشترکی نداشتیم، به این علت بود که همانسالها ایشان دعوت شدند برای تدریس در دانشگاه برکلی آمریکا. ایشان وقتی هم رفتند خانه را به «کیهان کلهر» دادند. فکر میکنم مقبولیت کار، سوای دانش و احساس آنها حاصل ارتباط مداوم ما بوده است.
12. موسم گل درویشی در این محله ساخته شد؟
موسم گل را، که من نظارت بر ضبط آن داشتم،درویشی با خوانندهی دیگری ضبط کرده بود، ولی یکروز به دلیلی تصمیم گرفت که خواننده را تغییر دهد. کار، کار سنگینی بود و حتی برخی از سازهای بادی را از ارتش آوردیم.
میدانید که هر خوانندهای اشل صدای خاصی دارد و در این کار اگر خواننده میخواست در همان جای خوانندهی قبلی بخواند خیلی پایین میشد، چناچه در اکتاو بالا هم میخواند چیز عجیبی میشد؛ یعنی جای صدای «قمر».
من از «ایرج بسطامی» خواستم که این کار را بخواند، وقتی کار را شنید با همان لهجهی خودش گفت: «نمیشه، جگرم کنده میشه». گفتم: «تو میتوانی و اگر نتوانی یک سال و اندی زحمت با هشتاد و اندی ساز هدر رفتهاست». بالاخره با هم به استودیو رفتیم و موفق بیرون آمد و بار بزرگی را از دوش ما برداشت. اگر حنجرهای مثل ایرج نبود این کار در نمیآمد.
علت جدایی پرویز مشکاتیان از همسرش
علت جدایی مشکاتیان از همسرش چیست؟ در جواب به این سوال باید گفت؛ پرویز مشکاتیان زمانی داماد استاد محمدرضا شجریان بوده است. این دو هنرمند چند کار مشترک هم با هم انجام داده اند که از جمله آن ها می توان به “بیداد همایون” و “در آستان جانان” اشاره کرد. آلبوم “بیداد همایون” به اعتقاد کارشناسان هنری یکی از بهترین کارهای شجریان است و عموم متخصصان این فن، مهمترین دلیل برجستگی این اثر را سنتورنوازی مشکاتیان می دانند. پس از اختلافات پیش آمد کرده میان گروه افسانه شجریان از استاد پرویز مشکاتیان طلاق می گیرد.
همسر پرویز مشکاتیان
مشکاتیان همسر افسانه شجریان، دختر محمدرضا شجریان، بوده و صاحب دو فرزند به نامهای آوا و آیین است.
۲۰ سال با آثار پرویز مشکاتیان
بیست سال با آثار پرویز مشکاتیان در حقیقت نام آلبوم موسیقی است که با آهنگسازی پرویز مشکاتیان در همکاری با گروه عارف تابستان سال ۱۳۸۲ منتشر شد. این اثر درمجموع شامل ۱۴ آهنگ است. شهرام ناظری در این مجموعه موسیقی تنها تصنیف محبوب من وطن را خواندهاست.
هنرمندان اثر:
خوانندگان
شهرام ناظری
علی رستمیان حمیدرضا نوربخش علیرضا افتخاری |
نوازندگان
تار: حسین علیزاده، ارشد طهماسبی، حمید متبسم، عبدالرضا رستمیان، کیوان ساکت، تینوش بهرامی، بهرام ساعد
بمتار: شهرام اعتمادی، فرخ مظهری عود: محمد فیروزی، شهرام غلامی، بهداد بابایی، محمد دلنوازی کمانچه: اردشیر کامکار، علی اکبر شکارچی، حمید طاهری، نوید طاهری، کوروش بابایی، درویش رضا منظمی قیچک: رضا آبایی، حسین فرهادپور نی: جمشید عندلیبی، عبدالنقی افشارنیا تمبک: ناصر فرهنگفر، جمشید محبی، آرش فرهنگفر، محمود فرهمند دف:بیژن کامکار، فرهاد عندلیبی، مسعود حبیبی، فرزاد شهسواری سنتور: پرویز مشکاتیان سنتورباس: محمدرضا رستمیان، محمد آذری |
فهرست آثار آلبوم ۲۰ سال با آثار پرویز مشکاتیان
تصنیف محبوب من وطن
چوپانی تصنیف یار بیگانه تصنیف مهرو تصنیف بیا تا گل برافشانیم تصنیف سوختگان بهارا سرانداز چهارمضراب بیداد تصنیف ناکجاآباد داد و بیداد تصنیف دلبرا تصنیف پروانه تصنیف بیا تا گل برافشانیم |
فیلم نواختن سنتور توسط استاد پرویز مشکاتیان در کنسرت
استاد پرویز مشکاتیان کنسرت های مختلفی در طول عمر گران مایه خود برگزار کردند. در ادامه فیلم یکی از کنسرت های ایشان که در آن اقدام به سنتور زدن می کنند را برای شما عزیزان به نمایش می گذاریم.
همکاری استاد محمد رضا شجریان و استاد پرویز مشکاتیان
در آثار «مشکاتیان» و «شجریان» تا حد زیادی بیان دغدغههای اجتماعی نهفته است. انتخاب از میان آلبومهای مشترک «شجریان» و «مشکاتیان» کاری سخت است، اما ما سعی کردهایم شاهکارهای فراموش نشدنی آنها را با هم مرور کنیم.
آلبوم بیداد
«مشکاتیان »در سال ۱۳۶۴ و با آهنگسازی برای آلبوم «بیداد» و با تصنیف زیبای «یاد باد» (روز وصل دوستداران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد) فضای موسیقی ایران را تغییر داد. اثری با تیراژ بالا که در آن سال بسیار محبوب شد. «بیداد» نام یکی از گوشههای دستگاه همایون و قطعه آغازین آلبوم است.
نوازندگانی همچون «محمدرضا لطفی»، «ناصر فرهنگ فر»، «ارسلان کامکار»، «اردشیر کامکار»، «جمشید عندلیبی»، «زیدالله طلوعی» و «فرخ مظهری» در بخش اول قطعات را اجرا کردند و در بخش دوم «غلامحسین بیگجه خانی» و «جمشید محبی» با تار و تنبک «محمدرضا شجریان» را همراهی کردند.
آلبوم دستان
دَستان سَرای موسیقی ایران یکی از عناوینی است که علاقهمندان «پرویز مشکاتیان» بر وی داده اند. این لقب از آن رو بر «مشکاتیان» نهاده شده است که خالق یکی از ماندگارترین آثار موسیقی ایرانی است. اثری با نام «دستان» که در چهارگاه و با صدای «محمدرضا شجریان» در سال ۱۳۶۷ خلق گردید.
به جرات میتوان این اثر را از ماندگارترین آثار موسیقی منتشرشده برشمرد. نبوغ ذاتی «مشکاتیان» به همراه دستان هنرمند نوازندگان چیره دست این اثر که جملگی از بزرگان موسیقی این دیار محسوب میشوند موجب پدیدآمدن اثری شده است که پس از گذشت قریب به ۳۰ سال از تولید آن میتوان آن را شاهکار هنری پس از انقلاب اسلامی نام برد.
آلبوم قاصدک
«قاصدک» همکاری «شجریان» و «مشکاتیان» در سالهای آغازین دهه هفتاد بود. وقتی «شجریان» یکه تاز عرصه آواز است و البته در داخل کشور با گرفتاریهایی برای اجرا مواجه بود. آلبوم «قاصدک» با محوریت اشعار سعدی و اخوان ثالث در دستگاه ماهور و در کنسرتهای اروپا سال ۷۲ و ۷۳ اجرا شد.
تصنیف قاصدک بیانگر غربت هنرمندان در وطن و احساس خسران جامعه روشنفکری که در آن سالها چندپاره مینمود، است. اجرایی که جزو معدود ساختههای کاملا مدرن «پرویز مشکاتیان» است. از این اثر میتوان به عنوان یکی از آثار شاخص در موسیقیبداههنوازی و بداههخوانی ایران یاد کرد.
آلبوم طریق عشق
آلبوم «طریق عشق» حاصل کنسرتی است که «محمدرضا شجریان» و «گروه عارف» در سال ۶۷ برگزار کرده اند. این اثر ماندگار که بعد از سالها منتشر شد. در آواز افشاری بوده و «پرویز مشکاتیان» قطعات و تصانیف زیبای آن را ساخته است.
برخی از قطعات «طریق عشق» را در آلبومهای «افشاری مرکب»، «دل مجنون» و «نوا مرکب خوانی» شنیده ایم، اما سازبندی و ترتیب متفاوت قطعات و همراهی «شجریان» و «مشکاتیان» آنها را شنیدنیتر میکند.
آلبوم خراسانیات
آلبوم «خراسانیات» از مجموعه آثار مشترک «محمدرضا شجریان» و «پرویز مشکاتیان» که ضبط استودیی این آلبوم مربوط است به سال ۱۳۶۵ و اسفند ماه امسال منتشر شد.آلبوم «خراسانیات» شامل هفت قطعه است که برخی از آنها حال و هوایی خراسانی دارند.
شعرهایی که «محمدرضا شجریان» در این آلبوم میخواند از میان اشعار ملکالشعرا بهار و باباطاهر است. اجرای موسیقی این اثر که ۳۳ سال پیش در استودیو بل انجام گرفته، بر عهده گروه «عارف» بوده است با نوازندگانی، چون« پرویز مشکاتیان»، «منصور سینکی»، «جمشید عندلیبی»،« محمد فیروزی»، «اردشیر کامکار»، «بیژن کامکار» و «ارژنگ کامکار».
پیوند خانوادگی «مشکاتیان» با «شجریان» سبب شده بود این دو تن در تمامی دهه شصت به نقطه اوج موسیقی سنتی تبدیل شوند تا اینکه اندک اندک اختلافات سر باز کرد، هر دو آلبومهایی را با همکاران دیگری منتشر کردند. در مجموع همکاریهای «شجریان» با «مشکاتیان» را باید یکی از مهمترین سرفصلهای تاریخ موسیقی سنتی ایران به شمار آورد.
اعتراض آوا مشکاتیان به بازخوانی اثر استاد پرویز مشکاتیان توسط خواننده لس آنجلسی!
آوا مشکاتیان با اعتراض به بازخوانی ضعیت خواننده لس آنجلسی از اثر فاخر پدرش بیان داشت: «خانم شکیلا پیشتر نشان دادند که رسم و رسوم نمیشناسند! فقط نوشتم تا به گوششان برسانند و به محض وارد شدن به آمریکا به صورت حقوقی پیگیر تمام کسانی که آثار پرویز مشکاتیان را بی اجازه استفاده کرده اند خواهم بود. هیچ چیز زجر آور تر از شنیدن هنر پدر در کنار یک صدای فالش نیست.»
انتهای مطلب